کفش هم خریده شد...
موقع خریدش دقیقا حس اصحاب کهف رو داشتم...
من خیلی وقته کفش مجلسی نخریدم...برای عروسی داداشم هم چون از قبل مناسب با لباسم داشتم دیگه نیازی به خرید نبود...
برای همین اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی رفتم خرید...
کفشی که انتخاب کردم تقریبا جز پاشنه و پشتش ، بقیه اش تلقه ( طلق) و فقط روی پنجه یه ضربدر که گره خورده ... میخوام بگم متریال خاصی نداره ...
وقتی فروشنده گفت ۱/۸۰۰ ، واقعا واقعا فکر کردم داره باهام شوخی میکنه ....
اصلا موندم ...هی میگفتم واااا..واقعا؟؟؟ مگه میشه؟
فروشنده هم مثل من متعجب شده بود خیلی...
همش میگفت مگه چند وقته نیومدی خرید؟؟ شما به چه قیمتی فکر میکردی؟
منم گفتم نهایت ۶۰۰... 😑
گفت خانم با ۶۰۰ دمپایی یا صندل نهایتا بتونی بخری....
خلاصه اینکه خریدم ...چون مجبور بودم و چاره ای نداشتم ...دقیقا همونی بود که دنبالش بودم ... حوصله گشتن دوباره هم نداشتم ... ظاهرا ماه دیگه هم عروسی دعوتم و همچنین عروسی دخترعمه ام هم بالاخره میشه دیگه ایشالا بعد ۳ سال نامزدی....
قشنگ میخوام حلالش کنم ...
ولی خدایی انصاف نیست... چه خبره مگه....
چرا قیمتا همچینه ؟
+ قیمتشو بذاریم کنار ... ولی قشنگه .... ساده و شیک ...دوسش دارم :)
از تقدیر نه گزیری هست و نه گریزی ...